أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
134
قانون ( فارسى )
بيماران ماليخوليا اكثرا از رويدادهايى كه براى آنها روى مىدهد غم مىخورند . يا از چيزى مىترسند و در اين ترسيدن از تفكر كردن بازمىمانند . در هرحال دست از تفكر برداشتن علاج اصلى اين بيمارى است . اگر سبب بيمارى ريختنىهايى است از حيض يا از راه مقعد و غيره بند آمدهاند ، كارى كن كه اين ريختنىها به جريان افتند و دفع شوند . اگر بيمار ماليخوليا اشتهاى خوردن را از دست داد ، بيمارىاش بدخيم است و معلوم است كه خشكى غلبه كرده است . اگر در بدن بيمار ماليخوليا قرحه پيدا شد ، آژير مرگ زودرس است . كسى كه سوداء در بدنش مىجنبد علاجش آسانتر از كسى است كه سوداء در بدنش ثابت است و نمىجنبد . بيمارى كه سوداء در آن متحرك است ، سوداء در قى و مدفوع و بول و رنگ پوست و بهك و كلف و قرحهها و جرب و دوالى و داء الفيل و جارى شدنيها از مقعد و غيره ظهور مىكند . اين علامتها همگى دليل برآنند كه بيمارى كشنده است . اما اگر به جاى سوداء خون ظاهر شود علامت خوبى است . اگر بيمارى از بيماران ماليخوليا بعد از تخليه و اسهال به ترنجيدگى مبتلا شد معلوم مىشود كه آنها خشكى داشتهاند و اين ترنجيدگى علامت آن است . پس بايد اين اشخاص در آب نيمگرم بنشينند و نان خيسشده در گلاب و قند و كمى شراب آميخته با آب بخورند و بخوابند و بعد از خواب به حمام بروند و همينكه از حمام بيرون آمدند غذا بخورند . فصل دهم قطرب قطرب نوعى از بيمارى ماليخوليا است كه اكثرا در ماه دوم زمستان روى آورد . كسى كه به اين بيمارى گرفتار مىشود از هر زندهاى متنفر و گريزان است . به سوى گورستان و جاى مردگان مىرود و به كسى كه بخواهد او را غافلگير كند هجوم مىآورد . شبها پيدا مىشود ، روزها خود را از چشم مردم پنهان مىسازد و نمىخواهد با كسى روبهرو شود . در يك جاى هيچگاه يك ساعت آرام نمىگيرد . دائما در حركت است و پيادهروى مىكند و خودش نمىداند به كجا مىرود و چرا مىرود . از مردم حذر مىكند . و گاهى مىشود كه از بيهوشى اين حذر را هم از دست مىدهد و كمتر حس مىكند كه چه چيز را مىبيند . با اين همه بسيار بىآزار است ، اخمو است . اندوهگين است ، رنگ زرد ، زبان خشك ، تشنه ، بر ساقههايش قرحهها بروز مىكنند كه خوب نمىشوند . سبب قرحهها تباهى مادهء سودايى و زياد حركت دادن پا است كه مواد به ساقها پايين مىآيد . و بهويژه كه بيمار همواره در لغزش و به سر درآمدن است و پايش به چيزهايى برمىخورد يا سگ او را گاز